محمد علي حزين لاهيجي

84

فتح السبل ( فارسى )

ابى طالب و حسنين - عليهما السلام - و محمد بن سايب كلبى مفسّر از علماى ايشان در كتاب مثالب گفته كه « بخارى از هزار و دويست كس از خوارج روايت كرده ، و بسيارى را شمرده و از اين حال عاقل در حيرت افتد كه آيا ائمهء اهل بيت - ع - كه علوّ منزلت و عدالت ايشان در ملّت اسلام بديهى شده ، و قرآن و سنّت ثابته بر آن ناطق است چرا در مرتبه كمتر از جميع خلايق باشند . و اعاظم علما و روات شيعه با وجود علم و تقوى و اشتهار به ورع به سبب موالات اهل بيت - ع - چرا مطعون و متروك باشند به حدى كه در عداد آن جماعت جاهل متظاهر الفسوق و خوارج هم معدود نشوند . [ اعتذار اهل سنت و رد آن ] و علماى عامّه در مقام اعتذار ، سواى اين نگفته‌اند كه ترك كردن ما اخبار اماميّه را به سبب آن است كه مذمّت بعض صحابه مىكنند ، و ديگر آنكه ما را وثوق به آنها نيست . و بطلان اين عذر واضح است ، چه از صحابه و جماعتى كه ايشان روايت مىكنند سبّ و لعن و قتل يكديگر به علاوهء فسوق بسيار ثابت شده و خود معترفند ، چنان كه ذكر قليل بعد از اين خواهيم نمود . و از ائمّهء مذاهب اربعه مذمّت بسيارى از اعيان صحابه صادر گرديده بلكه اسناد امور مذمومه به انبيا - عليهم السلام - كرده‌اند . و اين كه گفته‌اند كه ما وثوق به شيعه نداريم ، جوابش اين است كه اهل ذمه نيز به شما همين مىگويند كه ما وثوق به اخبار مسلمين نداريم در آنچه از معجزات و شريعت پيغمبر خود نقل مىكنند ، هر چه جواب شماست جواب اماميّه همان خواهد بود . و از غرايب امور آن است كه هرگاه شيعه تمسّك جويند به روايتى از روايات ثابتهء صريحه كه محدثين اهل سنت آن را در كتب معتبره روايت كرده و احدى از روات سلف و ناقدين اخبار تنصيص به بطلان آن نكرده باشد به همين سبب كه متضمن اثبات فضلى براى امير المؤمنين على - ع - و اهل بيتش يا دليل وصايت و خلافت آن حضرت به وجهى از وجوه استدلال تواند شد اولا به طريق لزوم ، قدح مطلق در آن كنند ، پس انواع حيله از تضعيف سند يا ابطال معنى يا تعميم ، يا تخصيص ، يا مذكور نبودن در يك